من اطلاعات زیادی دارم اما چرا در کار ها و زندگی موفق نمی شوم ؟

قدم به قدم با تو همراه خواهم بود تا دانسته هایت را به عمل تبدیل کنی

 

بیشتر انسان‌ها ظاهراً به صحبت درباره تمرینات کفایت می‌کنند به‌عوض اینکه آن‌ها را واقعاً پیاده کنند.

تغییرات ماندگار در رفتارهای مردم، از درون آن‌ها آغاز می‌شود و به بیرون بازتاب می‌یابد.

کنت بلانچارد به همراه پاول جی میر: بنیان‌گذار موسسه انگیزه‌های موفق در سال ۱۹۶۰ در برانگیختن مردم در بهره‌برداری کامل از نیروها و استعدادهای بالقوه خود و دیک روهه یکی از برترین سخنران‌های شرکت بلانچارد تصمیم گرفتند برنامه‌ای تدارک ببینند تا مردم بتوانند دانسته‌های خود را به عمل تبدیل کنند. در ادامه دستاوردهای آن‌ها را به‌صورت خلاصه برای شما بیان می‌کنم.

فراگیری صحیح، به ایجاد تغییر در عملکرد انسان می‌انجامد.

آموختن سفری است از دانش به‌سوی عمل (زمانی شما چیزی را آموخته‌اید که در عمل توانسته باشید به کار ببندید.)

بلانچارد همیشه از طرفدارانش می‌پرسید: بعد از شنیدن و یا مطالعه محصول من، چطور دانستن موضوعی که گفتم موجب تغییر رفتارت شد؟

مردم تمایل دارند زمان قابل‌توجه بیشتری را به کسب اطلاعات جدید اختصاص دهند، به‌عوض اینکه به پرورش عملکردهای خود برای پیاده کردن این یافته‌های جدید در زندگی روزانه‌شان اختصاص دهند.

در مورد اطلاعات دریافتی از سمینار آموزشی، فیلم یا کتاب، باید عرض کنم که ۳ ساعت پس از اتمام آموزش ۵۰ درصد مطالب از ذهن ما پر می‌کشند.

حالا ما هستیم و ۵۰ درصد از مطالب باقیمانده .

بعد ۲۴ ساعت این ۵۰ درصد نصف می‌شود.

بعد از یک ماه فقط ۵ درصد از مطالبی که شنیده‌ایم و یا خوانده‌ایم در ذهن ما می‌ماند.

راه‌حل این فراموشی چیست؟

اول اینکه خوب است نت‌برداری کنیم.

کی نت‌برداری کنیم؟

در همان جلسه که در سمیناری هستیم و یا مطالعه کتابی را به پایان رسانده‌ایم.

دوم بعد از ۲۴ ساعت که آموزش به پایان رسیده، نوشته‌ها را بازخوانی کنیم.

اگر چیزی دراین‌ بین به ذهنتان رسید که <<آها این چیزیه که دنبالش بودم>> ، خلاصه‌نویسی کنید.

سوم اینکه اطلاعات خود را که در این دو مرحله یاد گرفته‌اید به دیگران منتقل کنید.

انجام این ۳ مورد باعث می‌شود مطالب در ذهن شما ماندگار شود.

جالب است بدانید افراد موفق به مرحله سوم بسیار اهمیت می‌دهند.

درواقع آن‌ها تفاوتی بین کار و تفریح قائل نمی‌شوند

و از اینکه بتوانند به دیگران کمک کنند و آموخته‌های خود را به آن‌ها منتقل کنند، لذت می‌برند.

با مطالعاتی که انجام‌شده، ۳ عامل باعث می‌شود که انسان آنچه را شنیده و یا خوانده است به عمل تبدیل نکند

۱- تلنبار شدن اطلاعات.

(افراد فقط به دنبال افزایش دانسته‌های خود هستند)

۲- ذهن اطلاعات را به‌صورت منفی فیلتر می‌کند.

(با شنیدن و خواندن اطلاعات جدید، ذهن بیشتر انسان‌ها در پی رد اطلاعات دریافتی تلاش می‌کند و آن‌ها را نمی‌پذیرد)

درواقع بدون یک نگرش باز و بی‌تعصب و مثبت، شما نمی‌توانید فاصله میان دانش و عمل را از میان بردارید.

۳- عدم پیگیری

بیشتر انسان‌ها بعد از دریافت مطالب جدید که می‌تواند زندگی آن‌ها را متحول کند، بعد از یک تلاش اولیه و بی‌ثمر (شاید هم با ثمر) بدون هیچ‌گونه پیگیری، به عادت‌های قبلی خود برمی‌گردند.

اغلب مردم نمی‌دانند چگونه از تصمیم‌های خوب و هدف‌های خوبی که دارند، استفاده کنند تا عادت‌های نامطلوب خود را از میان بردارند و موجب تغییر رفتار خود گردند. موضوع تکرار که به تفصیل در موردش صحبت می‌کنم، بسیار مهم است تا جایی که تکرار می‌تواند در بهبود یافته‌های اطلاعاتی، نگرش‌ها و رفتارهای ما اثرگذار باشد؛ اما همین موضوع تکرار نیز، تکنیک منحصر بفرد خود را دارد.

تکرار باید فاصله‌دار باشد، یعنی در فواصل معین اطلاعات و آموزه‌های خود را مرور کنیم. تکرار فاصله‌دار یک شیوه آموزشی است. بعضی‌ها تکرار فاصله‌دار را شرطی‌سازی رفتاری یا تقویت درونی می‌نامند.

شرکت‌های تبلیغاتی هم دائم از این تکنیک استفاده می‌کنند. آن‌ها دریافته‌اند که جنسی که می‌فروشند باید بارها و بارها در معرض دید مردم قرار گیرد تا شناخته شود و آنان را به خرید ترغیب کند.

افرادی که قدرت تکرار را می‌دانند یک برتری قطعی نسبت به دیگران دارند.

خب الآن می‌خواهم یک به یک موارد فوق را برایتان توضیح دهم:

انباشتگی اطلاعات یا همان تلنبار شدن اطلاعات

 

ما خود را در معرض اطلاعات و دانسته‌های بی‌شماری قرار می‌دهیم، اما مثل یک ماهی شناور در آب نمی‌توانیم چیزهایی که واقعاً به آن نیاز داریم، برداریم. برای حل این مشکل بهتر است انتخاب کنیم چه چیزهایی را یاد بگیریم ، تا عملکردمان را بهبود بخشد و سپس با تمام قوا به‌سوی جلو گام برداریم.

وقتی‌که فهمیدیم به چه نوع اطلاعاتی نیاز داریم، برای رسیدن به هدف و مقصدمان برای تسلط کلی بر موضوع،
ما ناگزیریم آن‌قدر در آن غرق شویم که تمام وجودمان آغشته‌اش گردد و باید یافته‌های خود را چنان آرام بجویم و هضمش کنیم تا جزئی از وجودمان شود.

مقادیر اندک اطلاعات که از طریق تکرار فاصله‌دار کاملاً در ذهن نشسته باشند، بیشتر بر ساختار مغزی ما اثر می‌گذارند تا مطالعه ۲۰ کتاب که هرکدام فقط یک‌بار خوانده‌شده باشد.

اگر با تکرار فاصله‌دار روی چیزی تمرکز کنیم به یادمان می‌ماند.

راهی را به شما نشان می‌دهم تا برای مطالعه کردن از آن استفاده کنید:

ابتدا کتابی را که انتخاب کرده‌اید تا انتها بخوانید تا لب کلام دستگیرتان شود سپس ببینید که آیا این کتاب می‌تواند به شما کمک کند یا خیر؟ اگر اطلاعات موجود را مناسب خود یافتید،

بار دوم زیر نکات کلیدی خط بکشید

بار سوم نت‌برداری کنید

بار چهارم ببینید آیا می‌توانید آن را با دوست خود و یا یک فرد مشتاق به اشتراک بگذارید؟

توجه داشته باشید که این چهار مورد را در یک‌زمان خاص و به‌سرعت انجام دهید.

کم و دائمی آموختن بهتر از تند و زیاد خواندن است.

فلسفه کم و دائمی آموختن چیست و چگونه کار می‌کند؟

به‌صورت کلی باید بگویم کم بیاموز، تمرین کن، عمل کن …

دوباره کم بیاموز، تمرین کن، عمل کن و دوباره …

 

اگر در رشد شخصی و کسب‌وکار خود این نوع آموزش و مطالعه را به کار ببندید، نتایج شگرفی خواهید گرفت. استفاده از این روش به این‌گونه است که ایده‌های جدید و کم را در ارتقاء مهارت شخصی و یا حتی خدمات خود به مشتریان، به عملکردهای قبلی خود بی افزایید و خود یا کارمندان را در جهت تسلط بر ایده‌ی جدید راهنمایی کنید.

در حوزه کسب‌وکار می‌توان با دست‌چین کردن تعدادی از بهترین کتاب‌های خدمات‌رسانی به مشتریان، به کارمندان خود بگوییم اطلاعات مفید آن را نکته برداری نمایند و اگر نکات قابل‌درک هستند، با این سؤال که چگونه می‌شود به کار بست؟ آن را اجرا کنند.

وقتی‌که ما نکته یا موضوعی را از کتابی دریافت می‌کنیم باید سریع در پی اجرای آن در زندگی شخصی و یا کسب‌وکار خود باشیم، ذهن ما با عادت کردن به نکات جدید، خلاق‌تر عمل می‌کند.

وقتی از طریق فلسفه بیشتر کم بیاموزید و تکرار فاصله‌دار، در کارها خبره شویم، قادر به خلاقیتی مافوق تصور خواهیم شد.

یک مرور کلی درباره انباشتگی اطلاعات

  • ما بخش اندکی ازآنچه فقط یک‌بار خوانده یا شنیده‌ایم را به خاطر می‌سپاریم
  • بنابراین باید کم‌کم و همیشگی بیاموزیم. نه تند تند و یک مرحله‌ای
  • برای استادی در هر کاری باید بر چند ایده کلیدی تمرکز کنیم و بارها و بارها تکرارش کنیم
  • خود را عمیقاً غرق ایده‌های جدید کنیم و ایده‌ها و مهارت‌ها را موردبحث قرار دهیم
  • کلید اصلی تکرار فاصله‌دار است
  • وقتی مردم در کارهایشان استاد شدند قادر به خلاقیت بیشتر و انجام کارهای بزرگ‌تر خواهند بود.

در مقاله بعدی ادامه روند موفقیت را با شما در میان می گذارم

آرمان بی پایان / عنایت الله خرم دبیری

مطالب مرتبط