من اطلاعات زیادی دارم اما چرا در کار ها و زندگی موفق نمی شوم ؟- قسمت دوم

اگر انسان نتواند از دانسته‌هایش استفاده کند پس فایده آن چیست؟

در مقاله قبل گفتیم که علت اصلی عملی نشدن دانسته ها

۱٫ تلنبار شدن اطلاعات ( که در مقاله قبل مفصل توضیح دادم )

۲٫ فیلتر سازی منفی ذهن

۳٫ عدم پیگیری

می باشد .در این قسمت توضیح مفصل در مورد عدم پیگیری و راهکارهای مفید چگونه پیگیری کنیم تا دانسته ها به عمل تبدیل شوند ؟ به شما ارائه خواهم داد.

در مورد پیگیری باید عرض کنم ، هر انسان به دو نوع پیگیری نیاز دارد :

ابتدا ، خود ما پیگیر و مشتاق به عملی کردن دانسته هایمان باشیم

دوم ، شخصی از بیرون روند کار ما را پیگیری کند.

به عبارتی یک کوچ یا راهنمای موفقیت در کنارمان قرار بگیرد.

به‌طورکلی ، کمک به مردم برای خلق و توسعه یک تشکیلات بزرگ، تأکید بر مثبت‌هاست. در نظام آموزشی تشویق هم بگنجانید. چه خود آموزش دهنده باشید ، چه آموزش گیرنده.

منتظر نشوید کارمندان و یا آموزش پذیران ، کاری را درست انجام دهند تا تشویقشان کنید. شاید در ابتدا فقط نیمی از عملکردشان درست باشد اما همان نیز باید موردستایش قرار گیرد.

تشویق موجب پیشرفت است.

زیرا شما با یک هدف متحرک و مؤثر سروکار دارید و می‌توانید در ادامه کارشان را اصلاح یا به نظر من دوباره هدایت کنید تا به بهبود کار خود ادامه دهند. در پروسه پیگیری مواردی از قبیل

  • آموزش دادن،
  • حرف زدن،
  • انجام کارهای عملی و
  • اجازه دادن برای انجام کار
  • وتصحیح کارهای انجام‌شده،

باید رعایت شوند که همگی مناسب هستند. اما زمانی موفقیت در مراحل بالا، بیشتر به دست می‌آید که گاهی نیز ما در بین کار از تشویق استفاده کنیم.

اگر مردم از تشویق محروم باشند یا دست از تلاش برمی‌دارند و هیچ‌گاه در کارشان موفق نمی‌شوند و یا کلاً از آن کار زده می‌شوند.

لذا بعد از مرحله << به من اجازه بده و پیش از شروع مرحله تصحیحم کن >> یک مرحله به نام << پیشرفت‌هایم را ستایش کن>> در کار قرار می‌دهیم.

باید حمایت کردن از طریق تأکید بر مثبت‌ها نیز به برنامه خود اضافه کنیم.

یک مرور کلی بر روند پیگیری

۱- به من بگو.

۲- به من نشان بده.

۳- به من اجازه بده .

۴- به کارم نظارت کن .

۵- پیشرفت‌هایم را ستایش کن.

۶- دوباره هدایتم کن.

برای ستایش یا هدایت دوباره افراد ، لازم است همیشه مدیر، آن حول وهوش باشد.

۶ مرحله بالا ، زمانیست که می خواهید کاری را یاد دهید و پیگیری کنید.

به من بگو ، یعنی نوع انجام کار و شیوه انجام کار را به صورت تئوری به من آموزش بده.

به من نشان بده ، یعنی شیوه عملی اجرای کار را به من نشان بده.

به من اجازه بده ، یعنی حالا که تئوری رو گفتی و آموزش عملی هم دادی ،

اجازه بده من هم بصورت عملی کار را انجام دهم

به کارم نظارت کن ، یعنی در حین انجام کار عملی که به من آموزش دادی ، با نظارت بر اجرای کارم ، ببین درست انجام می دهم یا خیر

پیشرفت هایم را ستایش کن ، یعنی ببین اگر تنها یک کار کوچک را درست انجام داده ام مرا تشویق کن.

دوباره هدایتم کن ، یعنی اگر لازم بود مسیر انجام کار را تصحیح کنم و یا کار را به شیوه بهتری انجام دهم مرا هدایت کن تا در مسیر صحیح قرار بگیرم.

مدیریت افراد حقیقتاً زمان و تلاش زیادی لازم دارد.

حساس‌ترین و بحرانی‌ترین لحظات وقتی است که مردم در حال آموختن یا در تلاش برای انجام کار جدیدی هستند.

روش

گفتن ،

نشان دادن ،

اجازه دادن ،

نظارت کردن بر پیشرفت‌ها،

تمجید و تشویق ،

هدایت دوباره کردن

تا ابد ادامه ندارد، بلکه در مسیر یادگیری، شما به سمت:

۱- سؤال کردن از آنان

۲- اجازه دادن به آنان تا کارهایشان را نشانمان دهند

۳- برای اینکه بتوانیم به کارشان نظارت کنیم و

۴- سپس ستایش آنان تغییر جهت می‌دهیم

درنهایت کاری می‌کنیم که آن‌ها

۱- به خودشان بگویند ،

۲- خودشان انجام دهند و

۳- از پیشرفت‌های خودشان ستایش کنند یا خودشان را دوباره هدایت کنند.

یک معلم یا مربی یا مدیر خوب شدن بیشتر دیسیپلین است تا هنر.

دسیپلین ، انضباط فردی است. برای مدیر خوب شدن باید انضباط فردی داشت .

انضباط فردی یعنی چه ؟

یعنی کاری را که باید انجام دهیم در زمانی که باید انجام دهیم چه بخواهیم ، چه نخواهیم.

برای اجرای روند پیگیری در یک شرکت بزرگ و یا یک سازمان می‌توان شیوه زیر را اجرا کرد. در یک سازمان شما می‌توانید پروسه تن‌به‌تن ایجاد کنید تا هر دو مدیر دوهفته یک‌بار به مدت ۱۵ تا ٣٠ دقیقه گزارش‌های خود را مستقیماً به یکدیگر ارائه دهند.

( اگر شما تنها هستید ، می توانید یک کوچ ( یا راهنمای موفقیت ) برای خود انتخاب کنید. )

دستور جلسه، گزارش مستقیم است. چگونگی پیشرفت آن‌ها به‌سوی هدف و در صورت نیاز به کمک، بیان کنند خواهان چه کمکی هستند؟

با اجرای این روش سالانه ۲۶ بار جلسات همفکری و گزارش دادن تشکیل‌شده است که بسیار زیاد برای یک سازمان و تشکیلات آن می‌تواند مهم، راهگشا و ساختارساز باشد.

بعد از انجام این پروسه ، زمان مرور عملکرد سالانه ، چیز غیرمنتظره و عجیبی باقی نمی‌ماند و درواقع همه مسائل در طی سال بیان‌شده ، پیگیری شده ، حل‌شده و به نتایج مثبتی رسیده است.

برای اینکه مدیران را به انجام چنین پروسه‌ای ترغیب کنیم پشت سرهم ، مدیرارشد باید نسبت به این موضوع ، آن‌ها را آگاه کند. چطور ؟ با تکرار. با دادن جوایز به گروه‌های دونفره‌ای که موفق عمل می‌کنند .

درواقع باید افراد یک سازمان بدانند که اگر کاری درست پیش نمی‌رود ، نمی‌توانند رده‌های بالا را شماتت کنند. توجه داشته باشید که موفقیت یک گروه، سازمان و هر تشکیلاتی مربوط به عملکرد تک‌ تک اعضای آن سازمان و یا شرکت هست.

در ادامه باید عرض کنم که قدرت مربی‌های بیرون سازمان را نیز نباید دست‌کم بگیریم ! ( کوچ های راهنما ) مربی‌هایی که بیرون از سازمان بر عملکرد افراد سازمان نظارت می‌کنند به ‌واسطه اینکه ازنظر احساسی درگیر فشارهای روزانه‌ای که افراد شرکت با آن روبرو هستند نمی‌باشند،
بسیار مهم و راهگشا هستند و به‌خوبی می‌توانند خلأ میان دانش و عمل را از بین ببرند.

این‌ها افرادی هستند که به مدت ۶ هفته هرهفته یک‌بار هربار به مدت ۵۰ دقیقه با جلسات پشتیبانی تلفنی، شرکت را بررسی می‌کنند و سازمان‌بندی، حمایت و مسئولیت‌پذیری که افراد یک شرکت به آن نیاز دارند را جامه عمل می‌پوشانند.

وقتی مربی‌های برون‌سازمانی را با نشست‌های تک‌به‌تک مدیران جمع کنیم درواقع مثل ضربه پیگیرانه چپ و راست قدرتمندی است که به کارمندان کمک می‌کنند تا آموخته‌هایشان را به کار ببندند.

نکاتی که در عدم پیگیری عنوان شد را به‌صورت خلاصه بیان می‌کنم:

۱- مردم موفق مشتاق فراگیری و داشتن یک برنامه پیگیری برای فراگیری هستند

۲- به کار بستن آنچه یاد گرفته‌ایم، نمی‌تواند به شانس و اقبال واگذار شود.

یک برنامه پیگیری لازم است تا سازمان‌بندی، حمایت و مسئولیت‌پذیری را موجب شود که به ما ، در پیشروی به‌سوی مقصدمان کمک کند.

۳- مراحل

به من بگو ،

نشانم بده ،

اجازه‌ام بده ،

نظارتم کن و

ستایشم کن

هدایتم کن،

برنامه پیگیری ساده اما قدرتمندی است که کمک می‌کند نتایج فوق‌العاده‌ای به دست آوریم.

۴- تأکید و برجسته کردن نکات مثبت به دانش‌آموختگان کمک می‌کند تا
رفتار مشتاقانه‌ای داشته باشند. ستودن پیش از هدایت دوباره یا تصحیح کردن عملکرد ، بسیار مهم است.

۵- آموزش پذیران در طول زمان قادر خواهند شد خود را ستایش یا هدایت دوباره کنند.

۶- نشست‌های رو در رو و پشتیبانی‌های تلفنی خارج از شرکت، همچون پلی است که ، به از بین بردن خلأ میان دانش و عمل کمک می‌کند.

۷- سیستم پیگیری بر اساس دو دلیل ساخته‌شده است:

ابتدا انباشتگی اطلاعات و

دوم فیلترسازی منفی.

تصمیم بگیریم روی فراگیری مقادیر اندک تکیه کنیم تا بر سیستم پیگیری و تفکر مثبت ما تأثیر داشته باشد.

پیگیری پلی است که فاصله بین دانش و عمل را به هم متصل می‌کند و برنامه‌هایمان را به موفقیت می‌رساند.

یک سری موضوعات تکمیلی در این مرحله برای شما بیان می‌کنم . لطفاً دقت بفرمائید.

 

یک نخ طلایی وجود دارد در زندگی هر آدم موفقی که آن تمرکز است. هر آدمی که به پیشرفت‌ها یا دستاوردهای غیرمعمولی دست یافته است، به هر شکلی که شده توانایی تمرکز بر هدف ، باقدرتی شبیه به لیزر داشته و تا دستیابی به هدف، بر حرف خود ایستاده است.

پس دو عامل مهم برای به عمل درآوردن آموخته شناسایی شد: یکی پیگیری و دیگری تمرکز. ما به یک راهنمای خبره نیاز داریم تا آماده‌مان کند، هدایتمان کند، سازمان‌بندی کند ،حمایت کند و مسئولیت‌پذیری را که به آن نیاز داریم را به ما آموزش دهد.و بصورت عملی از ما بخواهد.

بنابراین روی چند مورد اندک تمرکز کنید، ذهنی بازداشته باشید و از یک برنامه پیگیری روشن دنبال‌روی کنید. آنچه را یاد گرفته‌اید با دیگران سهیم شوید وبه آنان نیز بیاموزید. از بین بردن فاصله میان دانش و عمل حدومرزی ندارد. لذا می‌تواند بر تمام قسمت‌های زندگی انسان اثر بگذارد

آموزش دانسته‌ها به دیگران یکی از بهترین راه‌های به کار بستن آن است.

 

آموزش دانسته ها به دیگران باعث می‌شود که انسان تعهد خود نسبت به استفاده از دانسته‌هایش را عمیق‌تر کند.

توجه داشته باشید که خلأ میان دانش و عمل بیشتر از خلأ میان جهل و دانش می‌باشد.

خب باز یک مرور کلی داشته باشیم بر مواردی که تا الآن گفتیم

اولین مرحله تغییر در مرحله دانستن است این مرحله بسیار جذاب است اما چرا مردم به دانسته‌هایشان عمل نمی‌کنند ؟
یکی اطلاعات تلنبار شده و دومی فیلتر منفی ذهن ما بود و راه‌حل‌ها هم گفتیم و مهم‌تر از همه تکرار ( دانسته‌ها در عمل )

– باید انرژی‌مان را معطوف به تعداد محدودی از نکات کنیم نه یک عالمِ موضوع.

– هرکس باید کمی چیز جدید در سال جدید یاد بگیرد ،

– از یاد گیری خروارها اطلاعات مختلف پرهیز کنید.

– در هرسال بر چیزهای اندکی تمرکز کنید و بارها و بارها تکرارش نمایید.

برای اینکه یک راهنمای بزرگ و یک انسان موفق باشیم چه کنیم ؟

باید بدانیم چگونه انرژی‌های مردمی که در اطرافمان هستند را مدیریت کنیم، باید بتوانیم انرژی‌ها و تفکر منفی را به مثبت تغییر دهیم و از آدم‌های بی‌اهمیت نسبت به هم ، مردم را تبدیل کنیم به دوستان قدیمی که از دیدنشان خوشحال می‌شویم.

نکاتی که دانستن آن‌ها به ما در جهت درک سیستم یادگیری و عمل ، کمک می‌کند.

مغز و کامپیوتر هیچ‌کدام تفاوت میان حقیقت و آنچه را شما به آن‌ها می‌گویید نمی‌دانند وقتی شما اطلاعاتی به کامپیوتر می‌دهید او هیچ‌گاه نمی‌گوید این حقایق را از کجا آوردید؟ این‌ها اشتباه هستند. کامپیوتر با داده‌های شما هر کاری بتواند انجام می‌دهد. مغز انسان هم همین‌طور است. تصور کن در آینه به خودت نگاه می‌کنی و میگویی تو معرکه‌ای ! مغزت به تو نخواهد گفت داری سربه‌سرم می‌گذاری ؟

اگر خواهان متفاوت عمل کردن هستیم چه کنیم ؟

به‌اجبار باید دانسته‌های جدید و اندک خود را به کار ببندید در این راه شما به تغییر نگرشی نیاز دارید

نگرش ، یک‌ذره اطلاعاتی است که به آن احساس داده باشند.

نگرش‌ها سخت‌تر از اطلاعات تغییر می‌کنند زیرا شما می‌توانید بگویید : می‌فهمم چه می‌گویی ! << اما …>> و هزار بهانه بیاورید تا به آن عمل نکنید.

بدون یک نگرش باز نسبت به فراگیری ، شما هیچ‌گاه قادر به از بین بردن خلأ میان دانش و عمل نخواهید بود. وقتی‌که ذهن مثبت نگر خود را فعال می‌کنید زمانی است که تا چیزی می‌شنوید ، باید نخستین پاسخ چنین باشد که چگونه می‌توانم آن را عملی کنم؟ و یادگرفتنش چه منفعتی دارد؟

اگر نگرش ما به یک دانسته جدید این‌گونه باشد که بگوییم : << بله اما …>> درواقع تمام چیزهایی که سر راهمان قرار می‌گیرد را نابود خواهیم کرد.

به‌طور خلاصه عرض کنم که :

تغییر اطلاعات آسان‌ترین تغییر است . سپس نوبت به تغییر نگرش می‌رسد. تغییر سیستم فیلترسازی منفی ما راحت نیست.
سومین و مشکل‌ترین مرحله تغییر ، تغییرات رفتاری است . چون حالا شما باید کاری انجام دهید.

آموختن چیزی ، باید منجر به تغییر رفتار ما گردد. به‌عبارت‌دیگر آموختن = با تغییر رفتار.

 

برای رسیدن به نتایج دلخواه و پیاده کردن دانسته‌ها ، شما نیازمند یک برنامه پیگیری هستید. شما نیاز به فردی دارید که سازمان‌بندی نماید و مسئولیت‌پذیری را در شما به وجود آورد .سازمان‌بندی یعنی همان نشست‌های منظم تعیین‌شده با یک مربی ،یک گروه حمایتی یا وسیله‌ای که به شما کمک کند در جهت مقاصد و نیت تان پیش بروید.

یک سازمان‌بندی یاری‌رسان و مفید را ، رابطه‌ها پیش می‌برند . رابطه ما با دیگران باید عالی باشد. وقتی مردمی که ملاقاتشان می‌کنیم به ما اهمیت دهند، حمایتی را که نیاز داریم به ما نثار می‌کنند و به شکل عاشقانه ای ما را مسئول نگه می‌دارند.

در امر آموزش ما خیلی بیش از پرورش و عرضه مطالب ، به پیگیری آموزش‌های داده‌شده نیازمندیم.

تمرکزتمرکزتمرکز ،

تفکر مثبت و

یک ساختار پیگیرانه ،

زندگی‌های افراد بی‌شماری را عوض کرده است.

کمی راجع به پرسنال کوچینگ صحبت کنیم

پرسنال کوچینگ را در لغت ارتقا ذهنی ، جسمی ، روحی و مهارت‌های فرد به کمک یک راهنمای موفقیت، در جهت رسیدن به موفقیت‌های بیشتر تعریف می‌کنند.

اینکه هر فرد با پتانسیل‌های شخصی و کاراکتری خود تا حدی آشنا شود که بتواند آن‌ها را رشد داده و به بهترین و بالاترین درجه برساند. این ارتقا شخصی می‌تواند با حضور یک کوچ حرفه‌ای در هر زمینه‌ای شکل گیرد .

اگر این ارتقاء به همراهی یک شخص راهنما که در کنار شما قرار می‌گیرد ، صورت پذیرد ، آن راهنمای موفقیت را پرسنال کوچ می‌نامند.

 

کوچ یا شخصی که راهنمای شماست به شما کمک می کند برای حرکت شما از نقطه حاضر ( A ) به سمت نقطه مطلوب ( B )

کوچ‌ها دسته‌بندی‌های مختلفی دارند، از قبیل:

لایف کوچ ( راهنمای موفقیت در زندگی ) ،

بیزینس کوچ ( راهنمای موفقیت در کسب‌وکار ) ،

پرسنل کوچ ( راهنمای موفقیت شخصی )

و موارد تخصصی دیگر مثلاً در حوزه ورزش و غیره.

کوچینگ فردی مجموعه کارها و آمادگی‌هایی است که یک فرد قدم‌به‌قدم با کوچ خود ( همراه موفقیت ) برای مواجهه با مشکلات و یا مراحل مختلف زندگی که با آن‌ها روبرو می‌شود توسط راهنمایی‌های کوچ خود انجام می‌دهد.

مارتا بث نویسنده پرفروش نیویورک‌تایمز در این زمینه می‌گوید: “همه ما توانایی و قدرت فراگیری حکمت را با تکیه بر خودمان به‌تنهایی دارا هستیم و هنگامی‌که این کار را با موفقیت انجام دهیم به راهنمای زندگی خود تبدیل می‌شویم و از تجربه‌های گذشته در زندگی به‌عنوان معلم راه آینده استفاده خواهیم کرد”

کوچینگ شخصی هر فرد بر اساس زمان حال و حرکت به‌سوی آینده مطلوب و تجربه‌هایی شکل خواهد گرفت که هیچ فرد دیگری به‌غیراز خود شخص از آن اطلاع کافی ندارد، در نتیجه هر فرد در زندگی و کار خود یک متخصص به‌حساب می‌آید.

امروزه اهمیت پرسنال کوچینگ و تاثیر آن بر توسعه فردی ، بیش از پیش بر همگان روشن‌شده است. افراد موفق ، چه در حیطه کار و چه در زندگی فردی به استفاده از این تکنیک¬ها در زندگی خود روی آورده‌اند.

در ادامه به تعدادی از مزایای پرسنال کوچینگ اشاره خواهم کرد:

اول

اینکه پرسنل کوچ همیشه در کنار شماست! با تنظیم ساعت و زمان‌های مشخص شما می‌توانید به کوچ خود اجازه دهید تا کارهای شما را رصد کند. گاهی اوقات شما باید به‌تنهایی ، خودتان با خودتان کنار بیایید، و درباره مسائلی تصمیم بگیرید که نظر هیچ فرد دیگری برایتان در رابطه با آن موضوع کارآمد نخواهد بود، درنتیجه داشتن آمادگی و دانستن تکنیک‌های رشد فردی در این مورد برایتان بسیار راهگشا خواهد بود.

در این مرحله کوچ ( راهنمای موفقیت ) به شما کمک می‌کند تا بیشتر با خود وجودی‌تان آشنا شوید. شما یاد خواهید گرفت که به خودتان اعتماد کنید و تنها به خودتان متکی باشید هرچند مشورت با دیگران همیشه راهگشا خواهد بود ، اما پرسنل کوچ با افزایش اعتماد و عزت‌نفس تان به شما یاد خواهد داد که تصمیم‌گیرنده نهایی زندگی شما تنها و تنها خودتان هستید.

بزرگان حال حاضر دنیا در هر زمینه‌ای که فکرش را بکنید ، اهمیت داشتن یک کوچ و مربی خوب و حرفه‌ای را در زندگی نادیده نمی‌گیرند .

زیرا برای اینکه تبدیل به یک انسان خوب ، موفق و فوق‌العاده در زندگی فردی و کاری خود شوید باید یک کوچ و مربی خوب داشته باشید.

گاهی اوقات هزاران دلیل و مشغله فکری دارید که قدرت تصمیم‌گیری را از شما می‌گیرد و برایتان سردرگمی بر جای می‌گذارد، در این لحظات جای خالی یک کوچ حرفه‌ای به‌شدت احساس خواهد شد.

از خودتان بپرسید که در زندگی چه هدف‌هایی دارید و دیگر چه چیزهایی می‌خواهید؟

این هدف‌ها می‌توانند مالی و وابسته به کار شما باشند مثلاً شامل حقوق بیشتر، محل کار بهتر، تغییر شغل، کارآفرینی و ایجاد یک کسب و کار جدید، و یا اینکه می‌توانند به زندگی فردی و اهداف شخصی شما مرتبط باشند که معمولاً مواجهه درست و صحیح با مراحل مختلف زندگی مانند ازدواج، تحصیل، مهاجرت، بچه‌دار شدن و . . . را شامل خواهند شد.

در هر دو صورت

اهداف خود را بنویسید ،

آن‌ها را اولویت‌بندی کنید و به

نحوه دستیابی اصولی به آن‌ها فکر کنید.

یک کوچ و مربی موفقیت می‌تواند در آنچه می‌خواهید و نمی‌دانید چیست نیز شمارا یاری کند.

از افکار منفی و بازدارنده دوری‌کنید:

مهم نیست که هدف‌های شما چقدر بزرگ و دست‌نیافتنی هستند، تنها مهم این است که افکار منفی را که شمارا از رسیدن و دستیابی به هدف‌هایتان دور می‌کنند، دور بریزید و با تلاش و تمرین سعی کنید که دیگر به آن‌ها فکر نکنید و دیگر چنین افکاری نداشته باشید.

افکار منفی درست به‌منزله دیواری هستند که شما با فکر کردن به آن‌ها دیوار را بلندتر و بین خودتان و هدف و آرزوهایتان فاصله می‌اندازید پس همین حالا افکار منفی را دور بریزید و فقط به راه‌های رسیدن به رؤیاهایتان فکر کنید.

یک کوچ و راهنمای موفقیت خوب می‌تواند شمارا به‌خوبی در این مرحله یاری کند.

یک جدول زمان‌بندی‌شده تنظیم کنید و اهدافتان را با اولویت زمانی و درجه اهمیت در آن دسته‌بندی کنید، با انجام این کار شما دقیقاً می‌دانید که کدام هدف زودتر به واقعیت می‌پیوندد و کدام‌یک تلاش و فکر بیشتری می‌خواهد و همچنین هدف‌ها و آرزوهای مهم خود را در اولویت قرار داده و بیشتر سعی خواهید کرد.

تبدیل دانسته‌ها به عمل بسیار سخت است و شما نیاز به داشتن یک کوچ و راهنمای خوب دارید تا با همراهی وی قدم‌های بعدی شمارا بیان کند و با راهنمایی‌های خود شما را در مسیر صحیح قرار دهد.

من اطلاعات زیادی دارم اما چرا در کار ها و زندگی موفق نمی شوم ؟ – قسمت اول

آرمان بی پایان / عنایت الله خرم دبیری

مطالب مرتبط