چطور هدف گذاری کنیم تا در زندگی و کار به موفقیت برسیم ؟

دستیابی به موفقیت نیازمند تغییر در عادت های روزانه و عادی انسان هاست. نتیجه هدف گذاری یا بهتر بگوییم، آینده هر شخصی از روی عادات معمول و روتین روزانه اش قابل پیش بینی است. کافی است نموداری از چگونگی عملکرد روزانه افراد را در طول یک ماه بررسی کنید، قطعاً با قطعیت زیادی می توان بیان کرد که فرد موردنظر می تواند به اهدافش دست یابد یا خیر!

سال قبل همین موقع چه حسی نسبت به پایان سال داشتید؟ نسبت به نتایج آن؟ اگر امسال هم همان حس را تجربه کرده اید، یعنی احساس می کنید که سال خوبی را پشت سر نگذاشتید و به اهداف خود نرسیدید باید بگوییم علاوه بر اینکه پیشرفت نکردید، پس رفت هم داشته اید!چرا؟ چون قطار زندگی در حال حرکت است و اگر شما به سمت جلو و رشد خود پیش روی نکنید، قطعاً پس روی خواهید داشت. یادمان باشد حالت بینابین نداریم.

قبل از اینکه وارد برنامه ریزی برای سال جدید شویم باید پیش زمینه ای را آماده کنیم و آن هم جمع بندی سال گذشته است. این کار خیلی مهم است مانند اکسیژن برای ادامه حیات! جمع بندی یا همان ارزیابی راهی را که در سال گذشته طی کرده ایم را به صورت شفاف روشن خواهد کرد! کجا کم کاری کردیم، کجا بیش از اندازه گیر کردیم؟ چه کاری را انجام دادیم که نباید انجام می دادیم و چه کاری را انجام ندادیم که باید انجام می دادیم. این ارزیابی همانند امتحانات پایان سال دانش آموزان است. هیچ دانش آموزی بدون ارزیابی آن چیزهایی که یاد گرفته نمی تواند به مرحله بالاتر برود چه رسد به اینکه بخواهد برای آن نقشه هم بکشد.

با این ارزیابی باید ها و نباید های سال جدید تا حدودی مشخص می شود! حالا وقت آن رسیده برای سال جدید هدف گذاری کنیم! اما این هدف گذاری چگونه باید انجام شود؟ فرقی نداره چه در حوزه کاری و چه شخصی، یعنی چه بخواهید وزنتون را کم کنید و چه بخواهید فروش را افزایش دهید باید اهداف مکتوبی داشته باشید.

چرا مکتوب؟ بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه شیکاگو انجام شده تنها ۳% افراد، اهداف مکتوبی دارند. نوشتن اهداف به خودی خود می تواند احتمال دستیابی به آنها را افزایش دهد.

اما همین هدف گذاری روش های متنوعی دارد. در سال ۲۰۰۶ بر اساس تحقیقی که در مجله معروف Men’s Health انجام شد، ۷۱% از افرادی که برنامه ورزشی تدارک دیده بودند، ظرف زمان کوتاهی (غالباً یک ماهه) برنامه خود را کنار گذاشتند. هدفی که در موردش تحقیق شد، هدف خیلی سخت و پیچیده ای نبود، بلکه فقط یه هدف معمولی که به راحتی هم توسط ۷۱% کنار گذاشته شد!

همین ثابت می کند اگه برای سال جدید هدف گذاری کنید، ۷۱% احتمال داره هیچ وقت به آنها نرسید.

 به نظر دارن هاردی ۲۷% از افراد در هفته اول دست از اهدافشان برمی دارند و ۵۰% هم ظرف مدت یک ماه اهدافشان را رها می کنند.

چرا ما با این شدت دست از اهدافمان برمی داریم؟

در ادامه ۶  مورد از مانعی که موجب می شوند به اهدافمان نرسیم یا به راحتی دست از تلاش برداریم، را بررسی خواهیم کرد.

 

۱- بیشتر از چیزی که فکر می کردیم طول می کشد.

آدمی همیشه با معضل نتیجه خوری مواجه بوده است، یعنی افراد به دنبال نتایج کوتاه مدت هستند و به همین دلیل هم هست که برنامه ها و راهکارهای بلندمدت عمدتاً با شکست مواجه میشوند.

۲- سخت تر از آن چیزی که فکرش را می کردیم بود.

توجه داشته باشید پیشرفت و توسعه همیشه سخت بوده و هست. عموماً افراد در هدف گذاری ها چالش های دستیابی به اهدافشان را سهل انگارانه تدوین می کنند و همین نگاه بیش از حد مثبت آنها یکی از دلایل اصلی دلسرد شدن شان است. از طرفی همیشه مسیر موفقیت و پیشرفت به دلیل نیازمندی به مهارت های بسیار، مسیری کم تردد و خلوت تر بوده و هست.

 

۳- ما گرفتاری های دیگری نیز داریم.

اینکه اهداف تدوین و مشخص شده تا چه اندازه جزء اولویت های اصلی افراد قرار می گیرند نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. زمانی که اهداف تعیین شده از اهمیت زیادی در مقابل امور دیگر زندگی ما برخوردار نباشند، مسلماً توانایی دوام آوردن در امور روتین زندگی ما را نخواهند داشت، خصوصاً زمان هایی که با ترافیک های کاری مواجه ایم.

۴-پاداشی را که منتظرش بودیم را دریافت نکردیم.

واگذاری و شرطی سازی دستیابی به اهداف به عوامل بیرونی، بزرگترین اشتباه در هدف گذاری است. چون عوامل خارجی عموماً در کنترل ما نیستند و زمانی که چنین محرک های بیرونی را از دست بدهیم. قطعا انگیزه ای برای ادامه مسیر و دستیابی به اهداف نخواهیم داشت. واگذاری رسیدن به اهداف به محرک های بیرونی همانند تکیه دادن نردبانی به دیوار است، تا زمانی نردبان در وضعیت مطلوبی قرار دارد که دیوار از ایستایی خوبی برخوردار باشد، اما به محض بروز مشکل در دیوار و از بین رفتنش، قطعاً نردبان (اهداف) نیز واژگون خواهد شد.

۵-احساس برنده بودن پیش از موعد مقرر

حس ارضا شدن افراد با یکدیگر متفاوت است و عموم افراد با ظاهر شدن اولین نشانه های موفقیت، کم کم از شدت تلاش هایشان کم می کنند و زمانی متوجه وخامت داستان می شوند که کاملاً از اهداف خود جا مانه اند.

۶-ادامه دادن تلاش های بی پایان

اینکه مجبوریم برخی از اهداف زندگی مان را شاید تا همیشه ادامه دهیم نیز یکی از علل نرسیدن به اهدافمان است. مثلاً در حوزه اهداف سلامت، می توانیم ورزشی مداوم و همیشگی را برای رسیدن به زندگی با نشاط کهنسالی ادامه دهیم. (که مسلماً این هدف مقطعی و کوتاه مدت نیست) تبیین چنین اهدافی، مستلزم عزمی راسخ و پیگیرانه بوده و همین همیشگی بودن این اهداف باعث دلسرد شدن افراد می شود.

آرمان بی پایان / عنایت الله خرم دبیری

مطالب مرتبط